کانون یوگا
Kanoon Yoga
از بیگانگی تا یگانگی


این مجموعه بیانگر مراحل حرکت و رشد دو ماهی ست که معرف عقل و احساسات انسانند و نمی توانند وضعیت موجود خود را که از بی تفاوتی، جمود و بیگانگی نسبت به خود . و محیط حاکی ست، تحمل کنند. مجموعه ی ذکر شده شامل 6 کارت است که به همراه توضیح کامل مراحل مختلف، در یک پاکت بسته بندی شده است. مولف و طراح آن مسعود مهدوی پور است.


(1) مرحله اول (Tamas)
بی تفاوتی و جمود و رخوت
انسان در این حالت نمی داند میل دارد یا بی میل است، تحت تاثیر است یا جامد و راکد، با انگیزه یا افسرده است. او در حقیقت سرشار از میل و در خواست­ های بی­ پایان نسبت به خود و محیط اطراف خویش است اما آن قدر بی ­تفاوت و افسرده است که از وجود و میزان امیال بی­ حد و حصر خود آگاه نیست. او به تمام معنی افسرده و بی­ انگیزه است اما ممکن است دیگران حالت او را آرامش تلقی کنند. او در این حالت، وابستگی شدیدی به احساس راحت طلبیِ منجمد و فسیل گونه ی خود دارد و راه نجات از این زندان رخوت و جمود را به راستی نمی­ داند. ولی کلید رهایی او تنها در چشم­ پوشی از این احساس امنیتِ کاذب است.

(2) مرحله دوم (Rajas)

هیجان و خواسته ها

پوسته ی ضخیم، سنگین و نفوذ ناپذیر رخوت و انجماد، در این حالت شکافته شده و انرژی و هیجانِ محبوس درونی به بیرون فوران می ­کند. تمامی نیروها و هیجاناتی که مدت­ها زندانی و متراکم بودند اکنون با مطالبه ی حق و حقوق دریافت نشده گذشته، با لباس خشونت و ستیزه آشکار می­ شوند. حرکت و تلاش انسان در این مرحله، تنها برای حفظ بقای نفس است و نیروی حیات (پرانا) به شکل خشم، تنفر، انتقام جویی و جنگ و ستیز در همین راستا ظاهر می­ شوند. اما اگر فرد، وابسته به حالات و دریافت های خود نباشد، این جایگاه ناپایدار بوده و از آن نیز می گذرد.

(3) مرحله سوم (Rajas)
باز هم هیجان و خواسته ها

ادامه ی بروز هیجانات و درخواست­ ها، به شکل گریز از واقعیت آشکار می شود. بازتاب خشم و خشونت به صورت فرار از دنیای بیرون در زندگی فرد نمایان می شود. این حالات از دیدگاه غالب افراد افسردگی تلقی شده و خود به­ خود به گوشه­ گیری، انزوا و عناد ورزی با خود منجر می­ شود. اما انسانِ پویا و پذیرا وضعیت موجود را همانند پایگردِ پلکانی برای تامل و استراحت می­ بیند تا به حرکت­ های تند گذشته خود نگرشی تازه داشته باشد. برای چنین فردی، حالتی که فرد بدبین و منفی نگر گوشه­ گیری و افسردگی می­ نامد، فضایی در خور تحلیل و بررسی و بازنگری به خویشتن است. عرفا همین مرحله را در سال­ های کشمکش و ستیز درونی با افکار، ایده­ ها و ساختارهای جدید مبتنی بر جهان­ بینی نوین تجربه می­ کردند. آنها در مسیر تحولات خویش، هنگامی که توانایی درک و پذیرش تعالیم و دیدگاه­ های پیر خود را نداشتند، پس از عبور از آن مدت زمانی نیازمند فضایی بودند تا دریافت­ های تازه خود را هضم و جذبِ نهادی و معنوی کنند.

(4) مرحله چهارم (Satva)
خوبی و نیکی، آرامش و پذیرش، دوستی و ره یافت

این مرتبه همانند گل شکفته شده­ ای است که در زمین تنهایی پویا* ریشه دارد. آن که از بحران­ های واقعی زندگی نمی­ گریزد و مراحل حل کردن و کنار آمدن با مشکلات را پذیرفته و در عمل نیز تجربه می‌کند، سرانجام از اقیانوس متلاطم زندگی مروارید آرامش، نیکی، دوستی با خود و دیگران را صید می‌کند. احساس آرامش درونی، لذت و پذیرش از ویژگی های این فضاست. شخص می­ تواند تا پایان عمر خویش در این حوزه به سر برد و لذت و شعف و سایر دستاوردهای خود را به دیگران نیز عرضه کند اما پویش کسی که همواره در پی مکان واقعی و انطباق خویش با لحظه موجود است به همین جا ختم نخواهد شد، چرا که او هنوز در جایگاه دوگانگی قرار دارد. در پس این فضای سرشار از نیکی و آرامش، حریف قدرتمندی از جنسی کاملا متمایز در انتظار نشسته است. به بیانی دیگر این جایگاه هنوز کارما** داشته و فرد پویا و هوشیار، تسلیم و دلبسته ی آن نخواهد شد.

 

* تنهایی پویا: فضایی بر خلاف انزوا و گوشه­ گیری راکد

** کارما (Karma): عکس العمل یک عمل

(5) مرحله پنجم (Kundalini – Shakti)
بیدار شدن طبیعت اصلی، مادرِ درون

بزرگ­ترین پاک کننده ی هستیِ درون، از خواب کهنه ی خود بیدار می ­شود و همانند پمپی پرقدرت، بنیادی­ ترین اندوخته­ های گذشته ی کهن را از ریشه و پایین به سطح و فضای خروج، بالا می­ آورد. مادرِ درون اگر چه نمی‌داند چه محتویاتی را به بیرون پرتاب می­ کند ولی نیک می­ داند که کالبد مادی و معنوی را باید از هرآنچه در آن موجود است، تهی کند. سنگین ­ترین رسوبات دیرینه که نوع انسان در خود دارد، اکنون با قدرت و گاه با خشونت و بی ­رحمی در حال کنده شدن است. این رسوبات، همان ریشه ی شخصیت­ های بشری و ارزش­ های مادی­ اند اما کسی که در مسیر رشد و پالایش قرار دارد باید از اساسی­ ترین وابستگیِ خود (نفس ego) نیز رهایی یابد. گسستن از این وابستگیِ عظیم به آسانی و بدون هزینه میسر نمی­ شود. نفس، مقابل آن پاک کننده ی عظیم کیهانی (Shakti) از خود دفاع می­ کند و جدال بزرگِ فرشته و اهریمن در می­ گیرد. زیرا نفس یا اهریمن نیک می ­داند که اگر آن طبیعتِ واقعی جاری شود، او دیگر جایی ندارد. این بزرگ­ترین و نهایی­ ترین پویش یک عاشق است. گذر کردن از این سلسله جبال صعب العبورِ درون، تنها با نیروی عشق امکان پذیر است. اصلی­ ترین ستون زندگی در این گذار ( هویت، نفس، شخصیت زمینی، من ) در حال از میان رفتن است، برای تحقق چنین تحول شگرفی، قدرتی همانند قدرت ذره، شهامتی چون آذرخش و سرعتی فراتر از نور لازم است. جایی که از هرگونه حسابگری و قیاس ورزی تهی است. تنها جایگاه عشق از چنین کیفیت و تمامیتی برخوردار است.

(6) مرحله ششم ( Samadhi)

فنا فی الله، یکی شدن، وحدت، یگانگی، خالی و مانند کل شدن

این جایگاه در قالب معانی و مفاهیم بشری نمی­ گنجد. اما در حیطه ی تعاریف، فنای فردیت، محو کامل در ذات هستی و جزیی از کل شدن است. بازگشتن نی بریده شده ی مولوی به نیستان، بلعیده شدن توسط عقاب بزرگِ پیر سرخ پوست ( دون خوان )، پیوستن قطره ی روح فرد به اقیانوس هستیِ یوگی ­ها، رفتن به جام جهان بین حافظ و قرار داشتن در قله ی هرمِ دمِ خیام است.

 

رقص لحظه به لحظه با موسیقیِ همیشه در حال نوازش کائنات، خود را از یاد بردن و با تمام اعمال هستی یکی شدن است. تجربه بودن با تمامی لحظات واقعی و پرشور زندگی است.

 

تجربه بودن در لحظه است.
تجربه بودن است.
این مرتبه،
تنها
بودن است.

 

تمامی حقوق این سایت متعلق به کانون یوگاست و هرگونه استفاده از مطالب و تصاویر فقط با اجازه کتبی و رسمی از کانون یوگا میسر است. در غیر اینصورت پیگرد قانونی دارد.